معرفی کانال تلگرامی مدیریت و موفقیت

معرفی کانال تلگرامی مدیریت و موفقیت

 


کانال تلگرامی مدیریت و موفقیت حاوی مطالب متنوع آموزشی در خصوص خلاقیت، تغییر، نوآوری، کارآفرینی، مدیریت و رفتار سازمانی، روان شناسی، موفقیت، مدیریت زمان، تحلیل رفتار متقابل، تفکر سیستمی، اقتصاد و جامعه شناسی راه اندازی شد. علاقمندان می توانند از طریق لینک زیر از مطالب کانال استفاده نمایند:


Telegram.me/successtime

برگزاری چهارمین و پنجمین کارگاه آموزشی خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی

برگزاری چهارمین و پنجمین کارگاه آموزشی خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی

در مجتمع فنی تهران نمایندگی استان البرز

چهارمین و پنجمین کارگاه آموزشی کارآفرینی در مجتمع فنی تهران نمایندگی استان البرز برگزار شد. دوره های مذکور با بررسی نگرش و باورهای شرکت کنندگان در دوره در خصوص موفقیت، خلاقیت، نواوری و کارآفرینی آغاز شده و در ادامه با تاکید بر اکتسابی بودن بسیاری از ویژگیهای افکار و رفتار خلاقانه،  تمرینهای متعددی برای تقویت و پرورش مهارتهای خلاقیت اعضا اجرا شد. همچنین در خصوص کارآفرینی و طراحی کسب و کار های کارافرینانه آموزشهای لازم به شرکت کنندگان در دوره ارائه شد.

در پایان دوره نیز ضمن تشریح بخشهای مختلف طرح کسب و کار، فرمت طرح کسب و کار در اختیار شرکت کنندگان قرار گرفت تا به تکمیل آن جهت یک طرح پیشنهادی اقدام نمایند.

سرفصل مباحث ارائه شده در دوره مذکور عبارتند از:

–        روان شناسی موفقیت و کسب ثروت

–        خلاقیت و تکنیکهای آن

–        نوآوری

–        کارآفرینی

–        طرح کسب و کار

سه شيوه مشهور همکاري خلاق گروهي

سه شيوه مشهور همکاري خلاق گروهي

 

 

1)توفان مغزي

2)تلفيق نامتجانس

4)داستان‌سازي

  • طوفان مغزي:

شيوه‌اي براي گردهمايي است که در آن گروهي مي‌کوشند با ارائه انديشه‌هاي تخيلي کنترل نشده و سازمان نيافته براي مسئله بخصوصي راه‌حلي بيابند.

  • چهار قانون مهم که در توفان مغزي بايد رعايت شوند عبارتند از:

1)انتقاد ممنوع است.

2)هر چه عقايد بنيادي‌تر باشد، بهتر است.

3)کميت مورد نظر است نه کيفيت عقايد.

4)افراد براي اصلاح عقايد ديگران تشويق مي‌شوند.

 

  • تلفيق نامتجانسها:

در اين روش اعتقاد بر اين است که خلاقيت از سازماندهي مجدد روابط ميان افکار به ظاهر غير مرتبط ناشي مي‌شود و از گروه خواسته مي‌شود عمدا از قياس و استعاره بهره گيرند تا بتوانند ديدگاهها و نظرات جديد پديد آورند.

 

  • داستان‌سازي:

در اين شيوه تفکر خلاق شرکت‌کنندگان در جلسه با طرح سوالهايي برانگيخته مي‌شوند تا بتوانند:

1)بر مسئله‌اي مشخص تاکيد ورزند.

2)افکار خود را درباره آن مسئله به سرعت روي کارتها بنويسند.

3)کارتها را بر اساس موضوعهاي گوناگون روي ديوار سنجاق کنند.

 

ويژگي‌هاي مديران خلاق

 

ويژگي‌هاي مديران خلاق

 

1)به استقبال خلاقيت و نوآوري مي روند.

2)بر تشويق بيش از تنبيه تاکيد دارند.

3)خود و سازمان خود را با تغيير و تحول جامعه هماهنگ مي‌کنند.

4)به کارکنان خود شهامت مي‌دهند.

5)مثبت‌انديش و اميدوارند.

6)پر انرژي و با هيجانند.

7)به سرعت فرهنگ خلاقيت را ترويج مي‌کنند.

8)هم از مغز و هم از قلب همکاران خود بهره مي‌گيرند.

9)از اجراي کارهاي جاري و يکنواخت دلزده و آزرده‌اند.

10)خود انگيخته‌اند و استقلال تفکر و آزادي انديشه و عمل دارند.

11)قدرت تخيل و اعتماد به نفس زيادي دارند.

12)سبک رهبري مناسبي دارند.

سه عامل حياتي براي نهادينه کردن خلاقيت و نوآوري

سه عامل حياتي براي نهادينه کردن خلاقيت و نوآوري

 

 

1)برنامه‌ريزي

2)فرهنگ سازماني

3)ساختار سازماني

 

  • نقش برنامه‌ريزي:

مسير ممتد خلاقيت و نوآوري با برنامه‌ريزي آغاز مي‌شود. مديران ماموريت و هدفهاي راهيردي را با تعيين آماجها و دستور جلسات به گونه‌اي ترسيم مي‌کنند که تغيير خلاق و نوآور سازمان را هدايت کنند.

 

  • ويژگي هاي فرهنگ سازماني براي خلاقيت و نوآوري:

1)پذيرش ابهام:

  تاکيد بسيار زياد بر عينيت و شرح جزئيات خلاقيت را محدود مي‌کند.

2)تحمل غير عملي بودن:

  افرادي که براي مسايل مختلف راه‌حلهاي غير عملي و حتي احمقانه مي يابند سرکوب نمي‌شوند.

3)تحمل مخاطره:

 کارکنان براي تجربه کردن تشويق مي‌شوند بدون آنکه نگران شکست در تجربيات خود باشند.

4)تحمل تعارض:

  پراکندگي عقايد تشويق مي‌شود.هماهنگي و توافق بين افراد و واحدها به عنوان نشانه اي از موفقيت تلقي نمي‌شود.

5)تاکيد بر هدف به جاي وسيله:

  اهداف روشني وضع مي‌شوند و افراد تشويق مي‌شوند تا راه‌حلهاي جايگزين براي دستيابي به هدفهاي خودشان بيابند.

6)تاکيد بر نظام باز:

سازمان از نزديک بر محيط نظارت دارد،و در برابر دگرگونيهاي محيطي به سرعت واکنش نشان مي‌دهد. 

 

  • نقش ساختار سازماني:

ساختارهاي زنده و پوياي سازماني اثر مثبت بر خلاقيت و نوآوري دارند، زيرا اين ساختارها رسميت و تمرکز کمتري دارند و با انعطاف‌پذيري بيشتر مي توانند خود را با نيازهاي محيطي سازگار کنند.

 

  • ويژگي‌هاي ساختار سازماني براي نهادينه کردن خلاقيت و نوآوري:

1)واگذار کردن اختيار به مديران و کارکنان تا خلاق و نوآور شوند.

2)مشاغل سازمان کاملا مشخص و تعريف شده نباشد.

3)قوانين رسمي کمتري بر کار سازمان حاکم باشد.

4)افراد به جاي روشهاي کار، براساس نتايج عملکردشان ارزيابي شوند.

5)بخش جداگانهاي مخصوص فعاليتهاي خلاق و نوآور در سازمان ايجاد شود.

6)تيمهاي ميان رشته اي از متخصصاني از حوزه هاي بازاريابي، عملياتي تحقيق وتوسعه و ساير تخصصها در سازمان ايجاد شود.

هفت حوزه ضروري تمرکز کارآفرین ها

هفت حوزه ضروري تمرکز کارآفرین ها 

 

1) تمرکز بر مشتري هاي سود ده

2) تمرکز بر جریان وجوه نقد

3) تمرکز بر زمان مولد

4) تمرکز بر تقاضاي بازار

5) تمرکز بر ارایه خدمات به مشتري

6) تمرکز بر استخدام بهترین نیروي کار

7) تمرکز بر کیفیت نه کمیت

هفت عامل قدرت شخصی کارآفرین ها

هفت عامل قدرت شخصی کارآفرین ها 

 

1. قدرت شخصی

2. اشتیاق

3. شایستگی

4. آمادگی همه جانبه

5. نگاه روشن

6. ایجاد انگیزه در دیگران

7. کار گروهی و حفظ آرامش

هفت قانون براي کارآفرین نوپا

هفت قانون براي کارآفرین نوپا

 

قانون اول

باید سعی کنید در قبال هر کاري که انجام م ی دهید و هر ساعتی که صرف کاري می کنید، پاداش یا

پاداش هایی به دست آورید

قانون دوم

اشتباهات هدیه هایی ارزشمندند.

قانون سوم

براي توقف طرح آماده باشید.

قانون چهارم

با کوچکترین دگرگونی، تغییرات مثبت زیادي به وجود آورید

قانون پنجم

تصمیم بگیرید که چه کارهایی را، چطور و چه وقت باید انجام دهید.

قانون ششم

را ه حل هاي مفید و با ارزش همیشه دشوارترین و پیچیده ترین راه ها نیستند

قانون هفتم

آنچه که هرگز نمی توان انکار کرد، نتایج و حاصل برآمده از یک کار است

 

موانع خلاقیت

موانع خلاقیت

 

 

عوامل و دلایل مختلفی از جمله موارد زیر به خلاقیت آسیب می رسانند:

1. آموزش ناهمسو با کارآفرینی و خلاقیت:

بسیاري از افراد به دلیل این که تفکر خلاق، دشوار به نظر می آید از داشتن کارها و وظایف خلاقانه، احساس ناخشنودي می کنند؛ اما ناراحتی آنها بیشتر از آن جا ناشی می شود که تحصیلات و آموزش ها همگی به جاي آن که تفکر را بهبود بخشند، به بهبود بخشیدن مهارت،هاي تفکر تحلیل، توجه دارند. خلاقیت، عموما براي نظام هاي آموزشی، ناخوشایند است؛ بنابراین مانند دوران تحصیل مایلیم که جواب صحیح را به دست آوریم و به فرآیندي که از طریق آن به جواب صحیح دست می یابیم، توجه نمی کنیم.

2. استفاده از الگوهاي قالبی:

براي حل یک مسئله ي ریاضی به داشتن دانش ریاضیات نیاز داریم. این موضوع به طور آشکار در تمامی محدوده هاي دانش، مهارت ها و توانایی هایی که شاید قابل به کارگیري در مسایل و وضعیت هاي معین باشد، صادق است. با تجربیات زیاد در یک زمینه، این تمایل در ما به وجود می آید که هنگام رویارویی با مسئله اي، آن را از طریق راه حل هاي قبلی، حل کنیم.

3. شتابزدگی در ارزیابی:

با آن که ارزیابی ایده ها بخشی از تفکر خلاق است، ولی توصیه ي اکید، آن است که تا هنگامی که سلسله اي از ایده هاي قدرتمند ایجاد نشده اند، باید از ارزیابی ایده ها دوري کرد.

4. تاکید بر مفروضات قبلی:

پیش زمینه هاي ما، آموزش و تجارب مفاهیم قاطع و اصولی را در ما ایجاد می کنند که آنها را حقیقی می انگاریم. اینها به نوبه ي خود بر تفکرات و ایده هاي ما اثر می گذارند و گاهی مانع عرضه ي ایده هاي نو و خلاقانه می شوند.

5. فشارهاي اجتماعی:

محدوده اي کلی از این فشارها در زمان و شرایط متفاوت بر ما تاثیر می گذارند. یکی از آثار بسیار منفی، این است که از نادان جلوه کردن در نظر همتایان خود نگران شویم، بدین ترتیب، هنجارهاي رفتاري و عملکرد گروه هاي موجود ، ممکن است مانع ابراز ایده هاي خاص یا ایده هاي زیاد در افراد معین شود.

6. چاره جویی هاي کوتاه مدت:

اغلب ما به طور معمول در محیط کاري خود براي کارهاي روزمره و جاري و نتایج کوتاه مدت، تحت فشار هستیم و مسایلی که بیان می شوند اغلب نیازمند واکنش فوري هستند. در این زمان، اگر دقت نکنیم، بیشتر اوقات کار خود را صرف کارها و خطاهاي کوچک می کنیم و هرگز قادر نخواهیم بود، فضاي تنفسی لازم را براي تفکر خلاق ایجاد کنیم. حداقل مزیت آگاهی از این موانع، چاره جویی و تلاش در برطرف کردن آنهاست.

7. عدم تمایل به تغییر:

در بعضی از سازمان ها تمایلی براي تغییر وجود ندارد. بلکه اصل، بر حفظ وضعیت موجود است. بزرگی می گوید: مادام که احساس کردي احتیاج به پیشرفت نداري، تابوت خود را فراهم کرده اي

این سازمان ها محکوم به فنا هستند و بعد از مدتی از بین خواهند رفت.

 

همچنین از جمله موانع فردي خلاقیت می توان به موارد زیر اشاره نمود:

1. مشغله ي زیاد و درگیري بیش از حد با مسئله

2. داشتن اهداف متضاد

3. نداشتن استراحت کافی

4. ترس از انتقاد

5. عدم تمرکز ذهنی و وجود استرس

6. خودپرستی و غرور

7. عادت زدگی

8. منفی نگري و عدم اعتماد به نفس

فرایند خلاقیت

فرایند خلاقیت

 

 

وقتی ذهن شخص، نسبت به یک مسئله، کاملا درگیر می شود و فرآیند بررسی مسئله را از زوایاي مختلف دنبال میکند و همیشه به آن فکر می کند نسبت به آن مسئله، حساس می شود و متوجه حوادثی می شود که دیگران نمی بینند یا به آن توجهی ندارند. بنابراین درست است که یکی از مراحل خلاقیت، الهام یا همان اتفاق خوشایند است، ولی می توان استعدادها و مهارت هاي متعددي را که در خلاقیت موثرند، پرورش داد تا آن قدر ذهن آماده شود که فرد از اتفاقات اطراف خود در ذهنش شروع به ایده یابی و ایده سازي نماید و ضمیر ناخوداگاه او تحریک شده و جرقه اي در ذهن او پدیدار شود.

اما مراحل خلاقیت چیست و چگونه یک ایده در ذهن فرد شکل می گیرد؟ براي فرآیند خلاقیت الگوهاي مختلفی ارایه شده است که دانستن آنها علاوه بر این که اطلاعاتی در زمینه ي نحوه شکل گیري یک ایده و یا را ه حل خلاق به فرد می دهد به او کمک می کند تا مراحل خلاقیت را در کارهاي خود بازسازي نموده و بتواند به ایده هاي خلاق دست یابد.

الگوي آلبرشیت:

"آلبرشیت" معتقد است که خلاقیت، پنج مرحله دارد که این مراحل به ترتیب عبارتند از: جذب اطلاعات، الهام، آزمون، پالایش و عرضه. او می گوید: شخص خلاق، اطلاعات فردي خود را جذب می کند و براي بررسی مسایل به بررسی و جست و جوي راه هاي مختلف می پردازد. در این هنگام، ذهن فرد خلاق با استفاده از اطلاعات خام به طور غیرمحسوس آغاز به کار می کند و پس از تجزیه، تحلیل و ترکیب اطلاعات، راه حلی براي مسئله عرضه میکند.

در مرحله اي که الهام نامیده می شود، فرد خلاق احساس می کند که به راه حل قابل اجرایی دست یافته است. پس از پیدا کردن راه حل جدید، فرد خلاق آن را به آزمون می گذارد تا موفقیت یا عدم موفقیت را مشاهده کند. دراین مرحله، ممکن است در کیفیت را ه حل نیز بهبودي حاصل شود. از این رو باید با نگرش و تفکري انعطاف پذیر، امتیازات و کاستی هاي راه حل را پذیرفت. زمانی که آزمون انجام گرفت و عملی بودن و قابل اجرا بودن طرح، تایید شد، ممکن است به پالایش نیاز باشد؛ به این معنی که بهینه کردن راه حل بررسی شود. آخرین مرحله، عرضه ي اندیشه ي خلاق است؛ بدین ترتیب که اندیشه ي جدید به گونه اي عرضه شود که بتوان آن را به سادگی وبه طور عملی، ارایه نمود. وقتی مراحل خلاقیت با موفقیت طی می شود که پذیرش اندیشه انجام پذیرد.

 

محیط خلاق

محیط خلاق

 

 

"ارنست ویل" معتقد است که یکی از روش هاي مهم متبلور کردن خلاقیت، ایجاد فضاي محرك مستعد و به طور کلی خلاق است. او براین باور است که به وجود آوردن محیط خلاق و نوآور، مهم ترین عامل براي عرضه ي اندیشه هاي جدید و بکر است. محیط مناسب براي بروز خلاقیت، انگیزش را در افراد براي ابراز تفکر جدید و خلاق افزایش می دهد.

در محیط خلاق، انعطاف پذیري محیط به قدري بالاست که شخص احساس می کند از استعدادها وایده هاي خلاق او، استفاده ي صحیح می شود و توانایی و مهارت هاي خلاق او در ایجاد اندیشه هاي جدید و روش هاي نوین، هدر نمی رود ومورد تشویق و ترغیب قرار می گیرد.

 

ویژگی هاي افراد خلاق

ویژگی هاي افراد خلاق

 

"آمابلی" معتقد است که برخی از شخصیت ها بیشتر مستعد تفکرِ خلاق هستند. بعضی از صفات افراد خلاق عبارت است از: خود نظمی زیاد، پشتکار، مواجهه با مشکلات و شکست، استقلال، تحمل ابهام، تحمل شکست، تمایل به پذیرفتن خطر، اعتماد به نفس و... . اگر این ویژگی ها به طور طبیعی در افراد وجود نداشته باشد، می توان آنها را پرورش داد.

افراد خلاق، بخش عمده اي از وقت و انرژي خود را صرف توجه دقیق به اطراف خود می کنند . این افراد از کنجکاوي فوق العاده اي برخوردارند و همیشه در جستجوي موضوعات پیچیده ي جدید، ناشناخته و عجیب می باشند . به همین علت در مقایسه با افرادي که از توانایی خلاقیت کمتري برخوردارند، پرسش هاي بیشتر و پیچیده تري مطرح می کنند. افراد خلاق، انعطاف پذیرند و در عرضه ي راه حل و اندیشه ي بکر و بدیع، آمادگی بسیاري دارند. آنها با استفاده از همین ویژگی، داراي توانایی تعقیب ودست یابی به راه حل مشکلات از را ههاي مختلف هستند.

افراد خلاق به استقلال تمایل دارند و از دستورهایی که برخلاف میل آنها و مورد انتقادشان است، سرپیچی می کنند؛ به این سبب، اعمال مدیریت سنتی در مورد افراد خلاق در سازمان، بسیار دشوار است. افراد خلاق، مسایل بسیار پیچیده را به مسایل ساده، ترجیح می دهند و با علاقه ي بسیاري براي یافتن راه حل آنها می کوشند.

 

 

عناصر خلاقیت

عناصر خلاقیت

 

 

خلاقیت، متشکل از عناصر و اجزاي مختلفی است. "آمابلی" رییس مرکز پژوهش هاي دانشکده ي بازرگانی دانشگاه هاروارد، سه عنصر مهارت هاي مربوط به قلمرو یا موضوع، مهارت هاي مربوط به خلاقیت و انگیزه را اجزاي اصلی خلاقیت می داند.

 

مهارت هاي مربوط به موضوع:

مهارت هاي مربوط به موضوع، عبارتند از دانش و شناخت ما نسبت به حقایق، اصول و نظریات آن موضوع، که از این طریق، استعداد، تجربه و آموزش در آن حوزه به دست می آید. کاملاً واضح است که انسان، قبل از آن که در یک زمینه، خلاق شود، باید داراي مهارت باشد که اکثر ما آن را نادیده می گیریم. چه کسی شنیده است که دانشمندي بدون فراگیري شیمی بتواند در این زمینه، کار خلاقی انجام دهد؟

اگر چه افرادي که به تازگی وارد یک موضوع می شوند و از سختی ها و پیچیدگی هاي آن، اطلاع ندارند، بهتر از افراد آگاه می توانند ایده بدهند. حتی عده اي معتقدند که بیشترین مانع خلاقیت، دانسته هایمان است نه ندانسته هایمان. پس این جا چالشی مطرح می شود و آن این که اگر مهارت هاي مربوط به موضوع افزایش یابد، آیا خلاقیت کاهش می یابد یا افزایش؟ زیرا هر چه دانسته هایمان بیشتر شود، قید و بندهایمان نسبت به موضوع و ترسمان نسبت به مسایل جدید، بیشتر می شود.

"دیوید بوهم"، شرط لازم براي خلاقیت را یادگیري مطالب تازه می داند، حتی اگر این یادگیري، متضمن ابطال ایده ها و پندارهایی باشد که براي فرد، ارزشمند و بدیهی به نظر می رسند. بنابراین براي رفع چالش فوق، باید مهارت هایی که به خلاقیت کمک می کند تا قید و بندها و قالب هاي ذهنی ناشی از آگاهی هاي موضوعی شکسته شود را با مهارت هاي موضوعی همراه کرد. تنها در سایه ي این ترکیب است که دیگر از افزایش دانسته هاي فردي، ترسی به وجود نخواهد آمد، زیرا فرد، قادر خواهد بود با مهارت هاي خلاقیت، قید و بندهاي موضوع را رها کند و ایده هاي جدید به وجود آورد.

 

مهارت هاي مربوط به خلاقیت:

اگر فردي از بالاترین حد مهارت نسبت به موضوع برخوردار باشد، اما از مهارت خلاقیت بی بهره باشد، هرگز قادر به انجام کار خلاقی نخواهد بود؛ بلکه مهارت هاي موضوعی او بزرگ ترین مانع خلاقیت خواهد بود، ولی اگر مهارت هاي خلاقیت را به دست آورد، می تواند از مهارت موضوعی در راه جدیدي استفاده نماید و یا آنها را فزایش داده و شیوه هاي بهتري براي به کارگیري آنها اتخاذ کند.

ارزش هاي فکري زیر، مهارت هاي خلاقیت را تقویت می کند:

شکستن عادت، کنار گذاشتن شیوه هاي فکري و عملی پیشین و استفاده از روش هاي جدید، به تعویق انداختن قضاوت و ارزیابی ایده ها براي جلوگیري از ضایع شدن ایده اي که در ابتدا ممکن است جالب و مفید به نظر نیاید.

درك مسایل و مشاهده ي امور به شیوه ي تازه اي که قبلا به آن توجه نشده است، وسعت فکر و برقراري ارتباط میان ایده هاي متفاوت.

تکنیک هاي متعددي در خصوص تقویت مهارت هاي خلاقیت و پیاده سازي این ارزش هاي فکري وجود دارد که در ادامه به آنها می پردازیم.

انگیزه:

یکی از مهم ترین اجزاي خلاقیت، انگیزه است که با وجود آن، کار براي افراد جالب و لذت بخش خواهد بود. بدیهی است توانایی یادگیري موضوعات جدید در کل، به وضعیت ذهنی انسانی بستگی دارد نه به یک استعداد ذاتی و خدادادي، و این توانایی یادگیري، هنگامی به اوج می رسد که فرد نسبت به آنچه انجام می دهد، علاقه اي کامل و بی قید و شرط داشته باشد؛ درست مانند علاقه اي که کودك در حین یادگیري راه رفتن نشان می دهد. اگر به دقت نگاه کنیم، می بینیم که او تمام وجودش را براي راه رفتن به کار می گیرد. فقط در پرتو چنین علاقه اي است که انرژي ذهنی لازم براي درك موضوعات نو و متفاوت پدید می آید.

این انگیزه در افراد کارآفرین، بسیار است، زیرا آنها علاقه ي وافري به کسب و کار خود دارند. به طور مثال، رابطه ي عشقی بین بیل گیتز با کامپیوتر، دیرلاو در کتاب خود(کسب و کار به شیوه ي بیل گیتز) مینویسد: او کار را در صف مقدم نگه داشته است؛ زیرا بیل گیتز معتقد است که باید از آن چه هر روز انجام می دهد لذت ببرد. کار روي مسایل جدید براي او لذت بخش است و او همواره می گوید که بهترین شغل را دارد.

آمابلی" می گوید: من طی 12 سال و با انجام 12 تحقیق دریافتم که انگیزه ي درونی، مهم ترین نقش را در خلاقیت ایفا می کند. اگر افراد از ابتدا به کار علاقه داشته باشند و بدون فشارهاي خارجی و با لذت و رضایت، کار را شروع کنند، می توانند خلاقیت بیشتري از خود نشان دهند

اگر چه "آمابلی" در نظریات خود بر اصلِ انگیزه ي درونیِ خلاقیت تاکید دارد، ولی در یک طرح جامع پژوهشی درباره حمایت از خلاقیت کارآفرینان، وي به این نتیجه رسیده است که نوع ویژه اي از انگیزه ي بیرونی می تواند در خدمت انگیزه ي درونی قرار گیرد، به این شکل که هر نوع عامل بیرونی که احساس کفایت فرد را حمایت کند، بدون ان که احساس خودمختاري وي را تحلیل برد به انگیزه ي درونی خواهد افزود؛ همچنین پاداش هایی که کفایت فرد را افزایش دهد و یا فرد را قادر به انجام کارهاي جالبی کند، می تواند به عنوان انگیزه هاي بیرونی، موثر باشد.

استقلال در فرایند کار نیز به خلاقیت، دامن می زند زیرا اعطاي آزادي در زمینه ي چگونگی برخورد با کار، انگیزه ي درونی کارکنان و احساس مالکیت آنها را می افزاید.

تعاریف دیگر کارآفرینی    Entrepreneurship

تعاریف دیگر کارآفرینی  

Entrepreneurship

 

 

پیتردراکر:

کارآفرینی موقعیت یابی و بهره برداري از فرصتهاست. کارآفرینی فرآیند خلق ارزش، همراه با منابعی منحصربه فرد جهت بهره برداري از یک فرصت است.

 

شومپیتر:

کارآفرینی رفتاري مدیریتی است که بطور دائم از فرصتها براي دستیابی به نتایج مافوق ظرفیتهاي افراد بهره برداری میکند.

کارآفرین فردي است که ترکیبات جدیدي را درتولید ایجاد می کند .بنابراین کارآفرینی یک نیروي ناپایدار است که فرآیند تخریب خلاقانه که لازمۀ توسعه اقتصادي است را آغاز می کند.

 

کارآفرینی شامل:

ارائه کالایی جدید

ارائه روشی جدیددر فرایند تولید

گشایش بازاري تازه

یافتن منابع جدید

ایجاد هرگونه تشکیلات در صنعت

کارآفرینی فرایند پویاي ایجاد ثروت بیشتر است

 

وسپر: کارآفرینان افرادي هستندکه رقابت را افزایش می دهند، به دنبال فرصت هاي مناسبی هستند تا در محیط بازار نیازهاي برآورده نشده را برآورده کنند، عقاید جدیدي را خلق و اجراء نمایند.

 

تعریف جامع عمومیت یافته:

کار آفرین کسی است که با شناخت فرصتهاي محیطی و با بهره گیري مناسب از منابع بتواند در شرایط پر ابهام و خطرآمیز به ابتکارات و نوآوریها و ایجاد کسب و کارهاي جدید دست بزند.

 

نکات کلیدي تعاریف کارآفرینی:

1. بهره برداري از فرصتهاي کشف نشده

2. توانایی خلق و ایجاد چیزي ارزشمند از هیچ

3. پی گیري فرصت ها بدون در نظر گرفتن محدودیت ها

4. ایجاد ترکیبات جدید تولیدي

5. استفاده از حداکثر ظرفیت هاي افراد

سیر توسعه نظریه هاي کارآفرینی

سیر توسعه نظریه هاي کارآفرینی

 

قرن هجدهم:

ریچارد کانتیلون ( Richard Canutillon ) در دهه هاي اول 1700 میلادی کارآفرین را به معناي متعهد شدن بکار برد.

دهه هاي آخر 1700 میلادی :

کارآفرین خطرپذیري را تحمل می کند، برنامه ریزي می کند، سازماندهی می کند،نظارت می کند و صاحب عوامل تولید است.

قرن نوزدهم:

ژان باتیست سی (Jean Babtiste Say) در دهه هاي اول 1800 میلادی بیان کرد که سود کارآفرینی جداي از سود صاحبان سهام است. کارآفرینی مختص فردي است که منابع اقتصادي را از یک حوزه داراي بهره وري و سود پایین به یک حوزه دارايبهرهوري و سود بالاتر منتقل می کند.

دهه هاي آخر 1800 میلادي:

تمایزي بین آن افرادي که وجوه مالی عرضه می کنند و سود کسب می کنند و آن افرادي که سود را از طریق تواناییهاي مدیریتی کسب می کنند ایجاد شد.

قرن بیستم:

در سال 1934 جوزف شومپیتر (Schumpeter) کارآفرین را به عنوان کسی که نوآور است و کسی که تخریب خلاق را انجام می دهد، توضیح داد.

پیتر دراکر (Peter Drucker)  در سال 1964 بیان کرد:  کارآفرین کسی است که فرصتها را به حداکثر می رساند.

رفتار غیرکارآفرینان

رفتار غیرکارآفرینان

 

افراد غیر کارآفرین چگونه رفتاري از خود بروز می دهند:

1) افراد غیر کار آفرین به دنبال وابستگی هستند، همیشه به دیگران تکیه می کنند.

2) به جاي این که به دنبال ثروت باشند، به دنبال امرار معاش هستند.

3) به جاي این که فرصت را در یابند به دنبال شانس می روند و معتقد به شانس و بخت هستند.

4) افراد غیر مبتکر و کاهل می باشند.

5) مخالف معامله کردن هستند و هیچ گاه نمی خواهند در عوض چیزي که به دست می آورند، بهاي آن را بپردازند.

6) از ریسک کردن پرهیز می کنند و مخالف مخاطره هستند و همیشه می خواهند در کنج سلامت بخزند.

7) همیشه به دنبال تحلیل هستند

گرایشهای کارآفرینان

گرایشهای کارآفرینان

 

گرایشهایی را که افراد کارآفرین از خود بروز می دهند :

1)همیشه به دنبال استقلال است.

2)به دنبال ثروت می روند.

3)همیشه به دنبال فرصت است و حتی الامکان خود فرصت ها را ایجاد می کند و هیچ گاه منتظر پیدایش فرصت نمی ماند.

4)از نیروي ابتکار مدد جسته و از این نیرو در زمینه هاي گوناگون استفاده می کند.

5)همیشه به دنبال پیدایش بازار معامله است.

6)خطرات ناشی از ابتکار و خلاقیت و تخریب خلاق و ریسک را می پذیرد، یعنی به دنبال قبول مخاطرات و تحمل ابهام است و در فعالیت هاي مخاطره آمیز سرمایه گذاري می کند.

7)داراي درك مستقیم یا درك آنی است.

سه موج پیشبرنده کارآفرینی

سه موج پیشبرنده کارآفرینی

 

تا دهه 1980 سه موج وسیع، کارآفرینی را به جلو هدایت کرده است.

موج اول

انفجار عمومی مطالعه و تحقیق در قالب انتشار کتابهاي زندگی کارآفرینان و تاریخچه شرکتهاي آنها، چگونگی ایجاد کسب وکار شخصی و شیوه هاي سریع خلق ثروت که از اواسط دهه 1950 شروع شد.

موج دوم

این موج شامل ارائه رشته هاي آموزش کارآفرینی در حوزه هاي مهندسی و بازرگانی است که از دهه 1960 به پا شد.

موج سوم

این موج شامل افزایش علاقه مندي دولتها به تحقیقات وسیعتر در زمینه کارآفرینی و بنگاههاي کوچک، نشر آموزشها به شاخه هاي دیگر علوم اقتصادي، روانشناسی و مدیریتی، تشویق رشد شرکتهاي کوچک و انجام تحقیقات در خصوص نوآوریهاي صنعتی است که از اوائل دهه 1980 آغاز شد.

تفاوت کارآفرین و اشتغالزا

تفاوت کارآفرین و اشتغالزا

 

1) کارآفرین، یک شغل را ایجاد می کند، در حالی که اشتغالزا براي شغل ایجاد شده، جذب نیرو و تکمیل ظرفیت می کند.

2) کارآفرینی بیشتر مربوط به بخش خصوصی است، اما اشتغالزایی در بخش دولتی هم می تواند صورت پذیرد. چرا که شاخصه اصلی کارآفرین پذیرش ریسک و تامین سرمایه به امید منفعت زیاد است. در حالی که در مشاغل دولتی سرمایه گذاري و ریسک مشاغل لزوماً درآمد و منافع سرشاري براي مدیر نخواهد داشت. دولت بیشتر می تواند مشوق و زمینه ساز کارآفرینی باشد.

3) کارآفرینی، عرضه کالا یا خدمتی نوین از لحاظ زمانی و مکانی است. در حالی که اشتغالزایی لزوماً با نوآوري همراه نیست.

4) کارآفرینی درك و بهره گیري از فرصتهاي حال یا آینده بازار به نفع خود و جامعه است، در حالی که منافع اشتغالزایی ممکن است فقط متوجه جامعه باشد.

5) اشتغالزایی به توزیع ثروتهاي موجود کمک می کند اما کارآفرینی یک منبع ثروت جدید ایجاد(خلق ارزش) می کند.

6) هنر کارآفرین گردآوري و در کنار هم قرار دادن مجموعه اي از منابع انسانی و فیزیکی است که ارزش مجموعه جدید نسبت به گذشته افزون شود. در حالی که اشتغالزایی همیشه با بهره وري همراه نیست.

صفات و خصوصیات یک کارآفرین موفق

صفات و خصوصیات یک کارآفرین موفق

 

 

1- انگیزه قوي از نظر فلسفی و اعتقادي براي شروع یک فعالیت اقتصادي داشته باشد.

-2 اعتماد به نفس داشته و خودباور باشد.

-3 اعتقاد به اینکه خوش شانسی و بدشانسی خرافه است.

-4 اعتقاد به اینکه پیروزي و شکست علت دارد و عمده آن به خود انسان وابسته است.

-5 داراي استقلال رأي باشد.

-6 اعتقاد به مشورت با صاحبنظران و متخصصان و عمل به آن داشته باشد.

-7 توان تصمیم گیري با توجه به شرایط مکانی وزمانی را دارا باشد.

-8 خوش بین و امیدوار باشد.

-9 صبر و استقامت لازم براي مقاومت در برابر مشکلات را دارا باشد.

-10 روحیه سخت کوشی و تلاش مداوم براي تحقق اهداف داشته باشد.

-11 در اثر شکست ناامید نشود.

-12 از هر شکست براي اصلاح امور و دیدگاههاي خود درس بگیرد.

-13 داراي تفکر و توان برنامه ریزي باشد.

-14 اطلاعات عمومی لازم براي انجام فعالیت هاي اقتصادي مانند خرید و فروش، تولید، بازار، امورمالی و حسابداري را دارا باشد.

-15 خطرپذیري توأم با استدلال و محاسبات علمی و ریسک پذیري را پذیرا باشد.

-16 شوق به کار و تلاش داشته باشد.

-17 داراي طبع بلند و اشتیاق به انجام کارهاي بزرگ بر اساس عقل و منطق باشد.

-18 داشتن اراده و آمادگی لازم براي ایثار وفداکاري تا رسیدن به هدف.

-19 قدرت پیش بینی وضع اقتصاد و بازار را دارا باشد.

-20 قدرت ظرفیت، نوآوري و ایجاد روشهاي نوین را داشته باشد.

-21 توان مشکل یابی و تشخیص تنگناها و قدرت حل مسئله را داشته باشد.

-22 حسن تدبیر و مدیریت خلاق داشته باشد.

-23 روحیه انتقاد پذیري داشته باشد.

-24 توجه به سلامت جسمی، فکري، روحی و بهداشت روانی در محیط کار را مدنظر قرار دهد.

-25 انعطاف پذیر باشد.

-26 توان و قدرت لازم ارزشیابی کارها را داشته باشد.

-27 اعتقاد و علاقه به مطالعه و تحقیق لازم قبل از شروع هر کار جدید را داشته باشد.

-28 روحیه پیروي از استانداردها در او وجود داشته باشد.

-29 مسؤولیت پذیر باشد.

-30 داشتن روحیه تقسیم کار و تفویض اختیار.

-31 داشتن توان ایجاد انگیزه در افراد براي انجام کار و پذیرش مسؤولیت.

-32 توان قضاوت با رعایت بی طرفی و عدالت را دارا باشد.

-33 نگرش سیستمی داشته باشد.

-34 وفاي به عهد تلاش در انجام تعهدات داشته باشد.

-35 روحیه ا حترام به رسوم و عقاید دیگران در او وجود داشته باشد.

-36 روحیه انجام کار گروهی داشته باشد.

-37 توان برقراري سیستم اطلاعاتی براي دستیابی به اطلاعات منابع مالی و دانش فنی قابل استفاده را داشته باشد.

-38 تفکر بهره ور داشته باشد.

-39 با روش هاي تبلیغاتی و بازاریابی آشنا باشد.

-40 داشتن روحیه شجاعت و تهور لازم براي شروع کارها و مواجهه با مشکلات.

-41 داشتن توان استفاده از تجارب و توانایی هاي خود و دیگران.

-42 روحیه توجه به رفاه کارکنان داشته باشد.

-43 داشتن روحیه احترام به قانون و مقررات.

-44 داشتن توان مدیریت زمان و وقت شناسی.

-45 داشتن روحیه رعایت نظم و انضباط.

-46 با افراد، متناسب با شخصیت و شأن علمی و اجتماعی آنان رفتار متناسب داشته باشد.

-47 داشتن برنامه مشخص براي فردا.

-48 داشتن برنامه براي بالابردن توان افراد از طریق آموزش و سپردن مسؤولیت بر اساس استعداد آنها.

-49 اعمال شیوه صحیح تشویق و تنبیه در سیستم مدیریت.

-50 خداترس و باوجدان باشد.

-51 دقت در زیباسازي محیط کار و زیباي ي محصولات.

-52 توان ایجاد روحیه و حس همکاري و فداکاري در افراد را دارا باشد.

-53 توان اداره جلسات و نتیجه گیري داشته باشد.

-54 نوگرا با رعایت اصول بهره وري اعم از اطلاعات، تجهیزات و روشها باشد.

-55 منافع جمعی را بر منابع شخصی ترجیح دهد.

-56 داشتن روحیه و توان دفاع از کارکنان زیردست.

-57 سیستم عادلانه پرداخت و ارتقاي حقوق و دستمزد براساس شایستگی را برقرار نماید.

-58 قدرت تجسم دوراندیشی و آینده نگري.

-59 افراد را در تصمیم گیري مشارکت دهد.

-60 با دیگران بتواند روابط انسانی برقرار کند

 

آنچه یک کارآفرین پس از موفقیت نباید انجام دهد

آنچه یک کارآفرین پس از موفقیت نباید انجام دهد :

 

1) از قدرت اقتصادي خود علیه رقابت آزاد استفاده نکنید

2) به دنبال استفاده از یارانه و کمک هاي دولتی نباشید

3) به دشمنان بازار آزاد که دشمن شما نیز هستند، پشیزي کمک نکنید

4) فروتنی را از یاد نبرید

و مراقب علایمی باشید ، از جمله :

- خیلی زود عصبانی می شوید.

- با کارمندان خود تندي و پرخاش می کنید.

- با افراد خدماتی با عصبانیت برخورد می کنید.

- به زیردستان بی اعتنایی می کنید.

- ولخرجی می کنید.

- براي هیچ کس وقت ندارید.

- بر مبناي تحت تاثیر قرار دادن مردم، تصمیم می گیرید.

- با صداي بلند حرف می زنید تا دیگران سخنان شما را بشنوند و این گونه خودنمایی می کنید.

- لاف می زنید.

- اتفاق خوب را به حساب خود می نویسید.

- از اعتبار دیگران ناراحت می شوید.

- از قدرت خود به روش زورمندانه استفاده می کنید.

- از مردم انتظار احترام دارید و به چاپلوسان پاداش می دهید.

- از تعریف و تمجید بیش از حد خوشتتان می آید.

- افراد خوبی را که با شما مخالف اند، از خود می رانید.

5) از واکنش هاي تند نسبت به انتقادها بپرهیزید

6) از اظهارنظر درباره آنچه نمی دانید، بپرهیزید

ده نکته اساسی درباره کارآفرینان و کارآفرینی از نظر تامپسون

ده نکته اساسی درباره کارآفرینان و کارآفرینی از نظر تامپسون :

 

1) کارآفرینان افرادي هستند که خود را از دیگران متمایز می سازند.

2) کارآفرینی موضع یابی و بهره برداري از فرصت هاست.

3) کارآفرینان منابع مورد نیاز را براي بهره برداري از فرصت ها می یابند.

4) کارآفرینان ارزش افزوده ایجاد می کنند.

5) کارآفرینان شبکه سازان (اجتماعی و مالی (خوبی هستند.

6) کارآفرینان داراي دانش کاربردي هستند.

7) کارآفرینان) سرمایه مالی ، اجتماعی و هنري) خلق می کنند.

8) کارآفرینان مدیریت ریسک پذیر دارند.

9) کارآفرینان در مواجهه با ناملایمات داراي قاطعیت و اراده هستند.

10 ) کارآفرینی شامل خلاقیت و نوآوري می شود.

نه نکته مفید براي کارآفرینی

نه نکته مفید براي کارآفرینی

 

1. به کار مورد علاقه تان بپردازید

2. طرح تجاري خود را بنویسید

3. زمان و سرمایه اي که براي شروع کار در نظر دارید در دو یا سه ضرب کنید

4. بازار ویژه هدف را تا ممکن است محدود کنید

5. از ایده هاي موثر و کارآمدي استفاده کنید که منحصر به فرد باشند

6. همه کارها را خودتان انجام ندهید

7.به خاطر داشته باشید شما مهم ترین عنصر کسب و کارتان هستید خود را بشناسید و فکر کنید چه کسی هستید و در چه حوزه هایی توانمندی دارید

8. روابطی قوي ایجاد کنید .

9. گروهی براي همکاري تشکیل  دهید.

پنج کلید براي ورود به حوزه کارآفرینی

پنج کلید براي ورود به حوزه کارآفرینی

 

 

1) خسته شدن از کار روزانه دلیل خوبی براي ایجاد یک شغل نیست.

2) از همان ابتدا ،کار فعلی تان را ترك نکیند

اگر یک برنامه ي شغلی امکان پذیري در ذهن دارید ، تصمیم به شروع آن بگیرید.

جاي مناسب و هدف خود را در بازار بیابید.

راه هاي ممکن براي جذب پشتوانه هاي دولتی را براي شغل خود پیدا کنید.

یک برنامه ي بازاریابی مناسب و قدرتمند ایجاد کنید.

با کارآفرینان دیگر در ارتباط باشید.

در کلاس هاي کارآفرینی شرکت کنید و با مربی هاي حرفه اي کار خود را آغاز کنید.

3) کارآفرین باشید!!!

4) براي انتقال خود به شغل جدید برنامه ریزي داشته باشید.

5) آمریکایی ها در تربیت و پیشرفت جوانان در تکمیل اهدافشان به نتایج زیر دست یافته اند :

از بین افرادي که به طور قاطع تصمیم می گیرند که به هدفی برسند % 25 موفق می شوند.

از بین افرادي که مشخص می کنند که در چه زمانی برنامه ي خود را پیاده کنند. % 40 موفق می شوند.

از بین افرادي که براي نحوه انجام کارشان برنامه ریزي می کنند، % 50 موفق می شوند.

با تصمیم گیري براي وارد شدن به حوزه ي کارآفرینی، شما می توانید روح کارآفرین خود را به سرمایه

تبدیل کنید و در نتیجه به رضایتمندي شخصی، و حتی به پاداش هاي مالی برسید.

"نیازي نیست که بزرگ باشید تا بتوانید شروع کنید، باید شروع کنید تا بزرگ شوید"

ایده یابی

 ایده یابی

 


 

 

تعریف و معرفی ایده:

شرح ایده، شامل معرفی محصول مورد نظراست و اینکه چرا فکر می کنیم که ایدهي خوبی است؟ چه تفاوتی با کسب و کارهاي مشابه دارد؟ مشتریان ما چه کسانی هستند؟ ویژگیهاي محصول چیست؟ کارآفرین باید با واژههاي مناسب و حتی با استفاده از شکل و نقشه، معرفی محصول را طوري بیان کند تا هرکسی که متن را میخواند، بداند که او چه میگوید.

 

ایده یابی:

ایده یابی، عبارت است از پژوهش و تحقیق سیستماتیک براي پیداکردن ایده هاي جدید. یک کارآفرین براي دسترسی به تعدادي ایده هاي مناسب و خوب، باید ایده هاي بسیاري را جمع کند و در اختیار داشته باشد.

جستجو براي ایده ي تولید محصول جدید باید به طور سیستماتیک انجام گیرد.

 

روش هاي خلق ایده:

منابع اصلی براي به دست آوردن ایده هاي جدید عبارتند از:

١- تحقیق و توسعه: با تحقیق و توسعه درباره ي یک محصول، یک نیاز، یک منبع و یک فناوري

م یتوان ایده هاي جدیدي بدست آورد.

٢- نظرخواهی از افراد مطلع: براي به دست آوردن ایده هاي جدید می توان به افراد با تجربه و فعال در

طراحی، تولید، بازاریابی، فروش و تحقیقات بازار مراجعه نمود.

٣- مشتریان: با بررسی خواسته هاي مشتریان می توان به نیازها و خواسته هاي آنها پی برد. کارآفرین میتواند با انجام تحقیقات بازار در بازار هدف و یا با تجزیه و تحلیل نظرات مشتریان در خصوص کالاهاي مصرفی به ایده هاي جدید برسد.

٤- شرکت هاي موفق: م یتوان از تجزیه و تحلیل رفتار شرکت هاي موفق از جمله تبلیغات آنها، اولویت هاي تحقیق و توسعه ي آنها و سیاست بازاریابی آنان به ایده هاي جدیدي دست یافت.

٥- کانال هاي توزیع: فروشندگان و واسطه ها به دلیل نزدیکی به بازار اطلاعات ارزشمندي را در اختیار

دارند. استفاده از تجارب افراد فعال در کانال هاي توزیع، کارآفرین را به ایده هاي جدید رهنمون می کند.

٦- منابع مواد اولیه: دسترسی مناسب و ارزان به منابع مواد اولیه، براي محصولات مصرف کننده ي آن

مواد اولیه، مزیت رقابتی ایجاد می کند.

٧- فناوري هاي در دسترس: فناوري ها با تحولات سریعی که دارند، جهت تغییرات در بازار محصولات

را نیز تعیین می کنند. تحلیل فناوري هاي موجود و بررسی ترکیبات ممکن آنها، کارآفرین را به ایده هاي جدید میرساند.

٨- منابع اطلاعات بازار: مجلات بازرگانی، نمایشگاه ها، مؤسسات پژوهشی، آزمایشگاه ها، آژانس هاي تبلیغاتی، اطلاعات زیادي را عرضه می کنند. این اطلاعات منابع ایده هاي جدید است.

٩- اینترنت

١٠ - فرهنگ مشاغل موجود در سایر کشورها

در مرحله ي بعدي براي انتخاب بهترین ایده، ایده ها می بایست غربال شوند.



غربال کردن ایده ها

هدف از غربال کردن ایده ها، به حداقل رساندن تعداد ایده هاي جمع آوري شده است. در غربال کردن، ایده هاي خوب از ایده هاي ضعیف، جدا می شوند. براي غربال کردن ایده ها از روش مرحله اي استفاده می شود. ابتدا شرایط و عوامل اصلی و مهم که فقدان آنها باعث عدم موفقیت ایده م یشود، کنترل می گردد. شرایط و عوامل اصلی محدودکنندهي ایده ها به ترتیب اهمیت، بررسی در ،SWOT م یشود و با بررسی هرکدام از آنها، تعدادي ایده، حذف می شود. یکی از کاربردهاي تحلیل غربال کردن ایده هاست. در این تحلیل، ایده هاي غیرممکن، حذف م یشوند. پس از حذف ایده هایی که در نگاه اول، نامناسب به نظر میر سند، در مورد سایر ایده ها تحلیل امکان سنجی محدود، انجام می شود. در امکان سنجی محدود، برخی جنب ههاي کلی مانند وجود مشتري، دسترسی به منابع، دسترسی به فناوري، محدودیت هاي قانونی، نیاز سرمایه اي و غیره بررسی می شود. در این تحلیل، ایده هاي ضعیف تر، حذف میشوند و ایده هاي بهتر، اولویت بندي می شوند. از بهترین ایده ها، ایده اي است که به نظر کارآفرین، جذابتر است و براي تهیه و تدوین طرح کسب وکار، انتخاب می شود.

 

امکان سنجی اولیه و انتخاب ایده

مطالعه ي امکان سنجی براي روشن کردن این است که آیا یک پروژه یا یک کسب و کار، قابل اجراست یا نه؟ به عبارت دیگر، ایده ي مورد بررسی، ارزش صرف زمان، هزینه و سایر منابع را دارد یا باید رها شود؟

مطالعه ي امکان سنجی، عدم اتلاف منابع و سرمایه گذاري هاي بعدي را تضمین میکند.

 

تشخیص فرصت هاي کارآفرینی

تشخیص فرصت هاي کارآفرینی

 

بررسی فرصت هاي کسب و کار

کارآفرینی، شامل جست و جوي فرصت و سپس جست و جوي منابع مورد نیاز است. فرصت ها پیدا نمی شوند؛ پنجره هاي فرصت، همیشه باز نیست. بلکه هنگامی که باد، وزیدن می گیرد، باز و سپس بسته می شود!

تصور کنید که شما در حال انجام یک بازي هستید که طی آن توپ هایی را از یک پنجره که به صورت تصادفی باز و بسته می شود. پرتاب می کنید. براي هر توپی که از پنجره ي باز رد می کنید، پاداش می گیرید و اگر توپ به پنجره ي بسته اصابت کند، تنبیه می شوید. براي این که پاداش بگیرید، باید منتظر بمانید و زمانی که پنجره شروع به باز شدن می کند، توپ را با هدف گیري مناسب، پرتاب کنید. تعیین این که پنجره ي کارآفرینانه، چه موقعی در حال باز شدن است و چه موقعی در حال بسته شدن، در بسیاري از موارد، کاري مشکل است.

1. شناسایی یا ایجاد فرصت ،

2. شکل دهی و تغییر ”فرصت“ به ” ایده“ که در آن جایگاه مخاطبین اصل کسب و کار یعنی ”مشتري“ و کانالهاي ارتباطی با آن مشخص و معین می شود ،

3. بازشناسی و بازنگري درخصوص میزان توان و پتانسیل اقتصادي خود ازجمله قدرت و

موقعیت مالی و مهمتر از همه میزان (قابلیت) ریسک پذیري مورد نیاز در این حوزه ،

4.  جستجو و کشف منابع مربوط به : سرمایه ، نیروي انسانی ، تکنولوژي ، دانش فنی ، سایر

منابع مورد نیاز یک سازمان کارآفرینی و نهایتا“ کسب و یا حداقل کنترل برمنابع کمیاب ،

5. برخورداري از قابلیت ، توانمندي و انگیزه لازم براي پروسه کردن منابع و تبدیل آنها به ارزش ،

6. برخورداري از هنر مدیریت قبض و بسط فرصتها ،

7. تقسیم عادلانه سود حاصل از ارزش به حلقه هاي تولید کننده ارزش ،

8. عدم خود باختگی درصورت کسب درآمد فوق العاده در مراحل شروع و تقویت روحیه کارآفرینی در خود و همکاران

9.  برخورداري از استراتژي پیشرو درکسب موفقیتهاي بیشتر نوآوري و اقتصادي .

ویژگی هاي کارآفرین

ویژگی هاي کارآفرین 

١. داشتن هدف و پشتکار

٢. داشتن اطلاعات تجاري

٣. آمادگی روبرویی با شکست

٤. به خود متکی بودن

٥. توانایی به حداقل رساندن خطرات

٦. حل مشکلات بطور مداوم

٧. دارابودن توانایی لازم

٨. تمایل به مشورت باکارشناسان

٩. سلامت جسمی

١٠ . سلامت فکري و روحی

١١ . شکیبایی دربرابرناملایمات

١٢ . توانایی ایجادارتباط

١٣ . دسترسی به منابع مالی

١۴ . استفاده ازتجارب دیگران

١۵ . مسئولیت پذیري

١۶ . اعتمادبه نفس

١٧ . قابلیت تغییروانعطاف پذیري

١٨ . تمایل به استقلال

١٩ . تلاش براي اجراي پروژه

٢٠ . شناخت شخصی

٢١ . تعهد

٢٢ . ابتکاروخلاقیت

٢٣ . دیدگاه مثبت

٢۴ . اطلاعات فنی وخدماتی

٢۵ . عقل معاش

٢۶ . توانایی ارائه عقایدبه دیگران

٢٧ . شجاعت

برگزاری سومین کارگاه آموزشی کارآفرینی در مجتمع فنی تهران

برگزاری سومین کارگاه آموزشی کارآفرینی

در مجتمع فنی تهران نمایندگی استان البرز

سومین کارگاه آموزشی کارآفرینی در مجتمع فنی تهران نمایندگی استان البرز به مدت 8 ساعت برگزار شد. دوره مذکور با بررسی نگرش و باورهای شرکت کنندگان در دوره در خصوص موفقیت، خلاقیت، نواوری و کارآفرینی آغاز شده و در ادامه با تاکید بر اکتسابی بودن بسیاری از ویژگیهای افکار و رفتار خلاقانه،  تمرینهای متعددی برای تقویت و پرورش مهارتهای خلاقیت اعضا اجرا شد. همچنین در خصوص کارآفرینی و طراحی کسب و کار های کارافرینانه آموزشهای لازم به شرکت کنندگان در دوره ارائه شد.

در پایان دوره نیز ضمن تشریح بخشهای مختلف طرح کسب و کار، فرمت طرح کسب و کار در اختیار شرکت کنندگان قرار گرفت تا به تکمیل آن جهت یک طرح پیشنهادی اقدام نمایند.

سرفصل مباحث ارائه شده در دوره مذکور عبارتند از:

–        روان شناسی موفقیت و کسب ثروت

–        خلاقیت و تکنیکهای آن

–        نوآوری

–        کارآفرینی

–        طرح کسب و کار

تنها کسی که می تواند شما را متوقف کند خودتان هستید

برگزاری کارگاه آموزشی مدیریت موثر وقت

.

برگزاری کارگاه آموزشی

 مدیریت موثر وقت

 

 

کارگاه آموزشی «مدیریت موثر وقت» برای مدیران بخش های مختلف شرکت آب و فاضلاب استان البرز برگزار شد. در دوره مذکور اهمیت مدیریت زمان در موفقیت فردی، روان شناسی مدیریت زمان، اصول مدیرت زمان، اهمیت هدفگذاری، تعیین اولویتها، نظم و انضباط فردی، اتلاف کننده های زمان، و .... ارائه شده و در ادامه، فیلم آموزشی مدیریت زمان پخش و مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

.