پنج نکته ضروری برای شروع کسب و کار

 

 

یادتون باشه شروع یک کسب وکار مثه بالا رفتن از اورست نیست.در واقع ماهانه  530/000 امریکایی قصد شروع یک کسب وکار را دارند.اما دانستن موانع پیش بینی نشده همانند یک مزیت رقابتی برای رسیدن به موفقیت عمل می کند.عوامل خیلی زیادی در شروع کسب و کار اهمیت دارند که برخی از آنها آشکار نیستند.برخی از افراد هنوز هزینه های پنهان کسب و کار خود را درک نمی کنند.

اما آیا شما خودتان را برای کسب و کارتان آماده کرده اید؟

در اینجا ما به 5 عامل ضروری برای شروع یک کسب وکار اشاره می کنیم که عبارتند از :

1:تمایل

اشتیاق و تمایل واژه های آشنایی هستند و شما لازم است بدانید به چه دلیلی تمایل دارید کسب و کاری را شروع کنید!!دانستن دلایل واقعی برای ایجاد یک بنگاه اقتصادی بسیار مهم است! شما باید از خودتان بپرسید:

   آیا من واقعا میخواهم کسب و کاری را برای خودم ایجاد کنم ،یا فقط از کار کردن برای رئیس فعلی ام ناراحت هستم؟

    آیا من واقعا می خواهم یک کارافرین شوم ،یا صرفا  گرفتار یک حالت ذوق یا سرگرمی شده ام؟

پاسخ به این سوال از آن جهت مهم است که اگر شما تداوم به انجام کاری نداشته باشید معمولادچار یک فرایند ناخوشایندی می شوید.شما باید عزم واقعی برای شروع یک کسب وکاررا داشته باشید.

شروع یک کسب وکار نیازمند خودمختاری ،استقلال،کنترل  و اجرای آن است چون شما واقعا میخواهید.

2:پول کافی

هر آدمی اصطلاح قدیمیه "صرف پول برای بدست آوردن پول " را می داند،با این حال تعداد کمی از افراد می دانند چه مقدار پول باید صرف کنند.اما پاسخ این است که برای هر کس متفاوت است.در واقع امتیازی است که به مجموعه کسب وکار شما کمک می کند.

چه نوع هزینه هایی از کسب وکار شما محافظت می کند، هزینه ها از محل، تبلیغات، آموزش، حقوق و دستمزد، و هر گونه هزینه های پرداخت شده به متخصصان و یا مشاوران مانند یک وکیل یا حسابدار بوجود می آیند. خبر خوب این است که، برای سال اول، مالیات تا 5000 $  از شما کسر می شود.خبر بد این است که همیشه مالیات برای صاحبان کسب وکار مسئله سختی بوده است مالیات معمولا بر حقوق و دستمزد شما اثر گزار است.

3:بازار شناخته شده

در بیست و پنج سال گذشته تمرکز اصلی تفکرات سیستمی بروی استراتژِی های رقابتی بوده است. بازار یک فضای محدود در نظر گرفته می شود و شرکتها با استراتژی های رقابت محور سعی در جذب سهم بیشتری از این بازار دارند و در نهایت منفعت یک شرکت و بدست آوردن سهم بیشتر بازار مصادف است با ضرر و از دست دادن بازار برای دیگری.

به نظر چان کیم   «آفرینش یک بازار جدید (یا یک فضای جدید در بازار فعلی) که در آن هیچ رقیبی وجود ندارد و بدین ترتیب رقابت را بی معنی کردن، این همان اقیانوس آبی است».

فرض کنید بازار جهانی از دو دسته اقیانوس تشکیل شده است: اقیانوس آبی و قرمز. اقیانوس قرمز معرف کلیه صنایعی هستند که امروزه وجود دارند. اقیانوس های قرمز فضاهای شناخته شده بازار هستند. در اقیانوس قرمز، محدودیتها و حد و مرزهای صنایع تعریف شده و مورد پذیرش واقع گردیده اند و همچنین قوانین بازی رقابت مشخص هستند.

در اقیانوس قرمز شرکتها سعی می کنند تا به عملکرد بهتری نسبت به رقبا دست یافته، تا بدین ترتیب سهم بیشتری از تقاضای بازار را از آن خود کنند. از آنجایی که اقیانوس قرمز پرجمعیت اند، احتمال سودآوری و رشد در آنها کم می باشد. در اقیانوس قرمز رقابت کشنده میان شرکتها آب اقیانوس را قرمز و خون آلود کرده است.

اقیانوس آبی، کلیه صنایعی هستند که در حال حاضر وجود ندارند. اینها فضاهای ناشناخته بازار می باشند. از اقیانوس آبی هیچ بهره برداری صورت نگرفته است و هیچ رقیبی در آنها وجود ندارد، بنابریان در اقیانوس های آبی پتانسیل بالایی برای رشد و سودآوری وجود داشته و تقاضای بالقوه بالایی برای محصولات و خدمات این اقیانوس ها وجود دارد. خالق اقیانوس خود می تواند قوانین و حد و مرزهای صنعت را مشخص کند. اگر چه تعدادی از اقیانوس های آبی وجود دارند که فراسوی حد و مرزهای صنایع فعلی آفریده شده اند، اما اغلب آنها در داخل همین اقیانوس قرمز و از طریق توسعه حد و مرزهای صنایع فعلی خلق گردیده اند. در اقیانوس آبی رقابت بی معناست، زیرا هنوز قوانین بازی تدوین نشده اند.

استیو جابز پیشگام نظریه " ایجاد یک نیاز"است و او این کار را با آی پد انجام داد .او گفت: "بسیاری از اوقات، مردم نمی دانند که چه می خواهند تا زمانی که شما به آنها نشان دهید"

در واقع، بسیاری از نظریه پردازان کسب و کار می گویند مشتری اغلب نمی داند چه بهترین است. این یک دام اقیانوس قرمز نامیده می شود.

4:ویژگی های شخصیتی مورد نیاز(کمتر آشکار هستند)

چه صفتی برای مالکیت یک کسب وکار مورد نیاز است،رهبری؟ سرسختی؟نوآوری؟

در واقع  تحمل ابهام یکی از ویژگی های صاحبان کسب وکار است ،به عنوان یک مالک کسب وکار ،گاهی راه درست مبهم است و تحمل ابهام و انعطاف پذیری بالا منجر به انطباق بیشتر وپیشروی می گردد.

یکی از عوامل دیگر کنجکاوی بالاست که منجر به کشف فرصت ها می گردد تحمل ریسک ،کنجکاوی بالا،صبر از جمله ویژگی های کارافرینان است.در نهایت شما باید قادر به مقابله با شکست و موفقیت باشید صرف نظر از اینکه کسب وکار شما در چه موقعیتی بسر می برد.

5:باور و ایمان به کسب وکارتان

در نهایت شما نیاز به ایمان به کسب و کارتان برای الهام بخشیدن به آن هستید .فرانک بتگر (Frank Bettger) در کتاب خاطرات فروش ادعا می کند که چگونه  شور و اشتیاق مهم ترین بخش فروش را تشکیل می دهد.

استیو جابز بیان می کند که شور و اشتیاق و باور به کار خود در میان کارکنان چگونه منجر به اثرات مثبت در روند کسب وکار میشود.صداقت، ارتباط با کارمندان،محیط کاری مثبت  منجر به تیم فروش بهتری می گردد.با این حال، هدف نهایی این است که مشتریان خود را باور داشته باشد . به همین دلیل روابط با مشتریان برای نام تجاری شما ضروری است. شما باید روابطتان  با مشتریان را  بصورت مستقیم و یا از طریق  وفاداری به برند خود بشناسید و بسازید .

منبع: https://www.entrepreneur.com/article/270428